گلستان غديرباز شد گل در گلستان غديرنغمه زد بلبل به بستان غديرتا نگاه گرم حيدر باز شدنور باران شد شبستان غديرزندگي گرم است تا روز ابداز رخ خورشيد تابان غديرحق تعالي كرد نازل از ازلآيه«اليوم» در شأن غدير«احمدا» ابلاغ كن امر مرامصطفي بر بند پيمان غديرگشت كامل نعمت دين خدابي گمان از فيض باران غديرمن الفباي ( ولا ) آموختماز محمد در دبستان غديردر قيامت قامتش چون سرو بادهر كه ميزان شد به بستان غديركي گزد لب را به هنگام جزا آن كه دارد نور ايمان غديرما همه موريم و با امر خدا مرتضي باشد سليمان غديريا علي دست مرا كوته مكن جان زهرايت ز دامـان غدير«ناصحا» اكسير شادي را بزن بر مس جان در بيابان غديراحمد رضا احمدي (ناصح گلستاني)
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|
برچسب:
نویسنده: یونا کوهی
تاريخ: جمعه
8 تير
1403 ساعت: 13:18